مصاحبه با استاد غلامحسین امیرخانی در سعدآباد (خرداد سال 1396 – موزه خط و کتابت میرعماد)

>

مصاحبه با استاد غلامحسین امیرخانی در سعدآباد

 

در روز سه شنبه  23 خرداد ماه سال جاری گفتگوی تخصصی با استاد غلامحسین امیرخانی در خصوص شیوه میرعماد الحسنی در نگارش خط نستعلیق توسط مسئول موزه میرعماد به شرح زیر صورت گرفته است:

1-    جناب استاد همگان می دانند میرعماد یکی از خوشنویسان طراز اول آسمان هنر خوشنویسی و به عنوان پدر خط پارسی شناخته شده است و شیوه نستعلیق نویسی این استاد بلند اوازه به مدت 4 سده تا کنون باقی است حال چه مواردی برای پایداری و استحکام این شیوه می توان بازگو کرد که نشانگر وجه تمایز و شاخص بودن ان نسبت به شیوه ها و مکاتب خوشنویسی دوره های دیگر است؟

امیرخانی: “البته در این باره بحث و گفتگو زیاد شده و نکته تازه ایی که روشنگر مطالب جدیدتری باشد احتمالا ً در چند بحث مختصر قابل انتقال می باشد و برای اینکه حق مطلب ادا شود به نظرم قبل از اینکه درباره میرعماد صحبتی کنیم باید دید چه بستر تاریخی و اجتماعی بوده که میرعماد به این اوج رسیده است احتمالادر مورد میر علی هروی آن جور که حق مطلب باید باشد صورت نگرفته و در واقع اگر میر علی نبود میرعماد نمی توانست به این مقام برسد البته باید با توجه به آثار درخشان میرعماد که بیشتر ان در کشورهای اروپا و امریکا است یا در استانبول میباشد و در موزه های شخصی هم قرار دارد تحقیق کرد و به هر حال برای اینکه به موضوع بهتر پرداخته شود باید سیر تاریخ تحول هنر خوشنویسی ایران را بیان کرد اما ان بخش که باعث توجه طولانی مدت به سبک میر عماد شد تا شیوه او محوریت داشته باشد این است که خط نستعلیق را علاوه بر امتیازاتی که در آن مترتب است میرعماد توانست تا خط نستعلیق را به نقطه اعتدال برساند این کلمه اعتدال بسیار مهم است حتی در زمینه های اجتماعی و بخش های مختلف زندگی ادمیان هم این اعتدال وجود دارد زیرا اعتدال در شخصیت انسانی هم نفوذ دارد توضیح دهم که اجزای مختلف حروف که بخصوص در ترکیب بندی با هم در 2 یا چند حرف در زبان فارسی و خط نستعلیق هستند با هم ترکیب می شوند وکلمه ایی را می سازند و این اتصالات کلمات و نوع پیوند ها همگی با هم به یک تشرف می رسند در اجزای کلمات نستعلیق که به عبارتی حروف ماقبل باید به حروف بعد از خود تشرف و تسلط داشته باشند و حال میزان این تسلط و تشرف چه قدر باشدهمان  نقطه زیبایی  و ان چیزی است که ما ان حالت ایستایی را  با ان  نباید در ان طراحی حس کنیم و باید جوری در متن صفحه  و مسطر قرار گیرد که ما احساس حرکت  کنیم و اینکه این موج در لحظه به لحظه و ذره های نقطه به نقطه کلمات در حرکت به هم متصل شده باشد که البته اگر زیاد از حد باشد یک عدم استواری را ایجاد می کند و اگر کمتر باشد یک طراحی نشسته بر مسطر ایجاد می کند که در توضیح شفاهی بیش از این نمی توان توضیح داد بنابر این وقتی این حالت تشرف و اتصال با هم را در حد اعلای زیبایی داشته باشد و فواصل و اندازه حروف به نسبت حروفی که در کنار هم قرار گیرندآن وقت  است که  به شدت قابل مقایسه است و به اندکی کوچک و بزرگ بودن آن تناسب را از بین میبرد و البته به نظر میرسد مسئله موضوع ساده است در واقع چنان مقامی که توضیح داده شد در شیوه این استاد دیده می شود نکته بعدی اینکه در ترکیب کلی  در آثار استادان بزرگ قبل از میرعماد و مثلا استاد بزرگی که هم عصر میر علی هروی بوده اندازه ها قدری کوچک و بزرگ هستند مثلا کشیده ها خیلی بلند است و همینطور نکات دیگری که میشود به عنوان صفات ممتاز یک طراحی طراز اول از آن نام برد  ویژگی های ذوق و فرهنگ ایرانی است که  در طول سده ها تراش و صیقل خورده و منتقل شده است از دیگر ویژگی های این مرد هنرمند باید این چنین توضیح داده شود که شفافیت و قدرت قلم و ملاحت را باهم دارد که جمع این صفات با هم بسیار دشوار است زیرا در عالم خوشنویسی کسانی هستند که شفافی و قدرت قلم دارند اما ان شیرینی خط میرعماد را ندارند  همچنین ترکیب بندی سطور مانند چلیپا و نمونه های درخشان در آثار میرعماد دیده میشود زیرا باید این سطور مکمل هم با هماهنگی اجرا شوند اگر فواصل سطوح کم باشد انسجام کم می شود و اگر به هم نزدیک باشد ان حالتی را که باید باعث شادابی و طراوت باشد از دست داده و نوعی تنگنا حس می شود پس باید با این خط یک نوع انبساط خاطر داشته باشیم درقلم باید روانی و رهایی در حد اعلای کنترل خود ودر ذات خود داشته باشد و حشو نداشته باشد تمام این موارد امتیازاتی بود که در شیوه میرعماد است که موجب شد تا شیوه میرعماد الگوباشد و حتی در دوره قاجار هم که برخی شاگردان غیر حضوری میر عماد بودند که  از آن اقتباس کردند و تاکنون هم تعادل خوشنویسی نستعلیق در خط ایشان قابل مشاهده است البته در دوره قاجار استادان طراز اول بروز کردند که هر کدام جایگاه ویژه ایی دارند مانند میرزا غلامرضا اصفهانی و کلهر که هر کدام در بخشی از آن جایگاه  قرار دارند میرزا غلامرضا از غبار تا کتیبه را به حد کمال نوشته او شخصیت ممتازی داردکه با ید در مرتبه خودش بصورت مستقل درباره او بحث کرد و البته این نکته  هم گفتنی است که از دیگر دلایل شهرت میرعماد آثار او است در تاریخ 400 ساله بعد از میرعما دهر چند دیگر خوشنویسان صاحب مرتبه بودند اما باز هم متمایل به اقتباس از آثار میرعماد بودند و کمتر کسی موفق شد و حتی ان چلیپایی را در پایه و مقام میرعماد نگارش کند زیرا چلیپا نویسی به شیوه میرعماد هنرمندان بعد از اورا در سکوی پرتابی قرار داده که مقام استادی و پختگی را می توان در ان مشاهده کرد در بحث زیبایی شناسی خط نستعلیق می توان مثالی زد مانند اندام برهنه ورزشکاران زیبایی اندام اما خطوط مثل اینکه لباس حریر برتن دارند معایب ان هم پوشیده است مانند خط شکسته نستعلیق که در هم پیچان و تنیده است و اگر حرفی در آن اندکی لغزش داشته باشد می توان ان را پوشش داد و یا هر جایی از خط ثلث را کشیده نوشت اما در خط نستعلیق محدودیت وجود دارد و در حروف محدودی اجاز ه داریم کشیده های زیبایی را تحریر کنیم درباره نستعلیق نباید کوچکترین لغزشی و خامی داشت و تمام اندازه ها و تناسبات خاص هندسی بر ان حاکم است  و استاد میر عماد در انگاره ذهن خود و تجربیات گذشته ان زیبایی که دهر به دهر سنجیده شده و به تعادل و زیبایی مورد تجربه و انتخاب شده است و توسط میر علی هروی به منزله یک میراث ملی و شناسنامه هنر ایران به ما رسیده است را در خود حفظ و اجرا کرده است .”

2-  یکی از شاخص ترین موارد مطرح شده در شیوه میرعماد مباحث فنی و زیبایی شناسی خط نستعلیق بود که دقیقا در گذشته هم رعایت میشد و البته میرعماد قانون مندی ان را به بهترین شکل ممکن رعایت کرده است ؟

امیرخانی: “البته زیرا این اصول هنری را می توان در هنر زمانها مشاهده کرد اما باید این اصول صحیح  را بر کاغذ اجرا نمود تا انچنان بر کاغذ وارد شود تا با نیروی ذوق هماهنگ شوند و تبدیل به قدرتی شوند و پنجه های نویسنده به ان متصل شود به قلم و اندیشه و ذوقش و این هماهنگی یک عمر مشقت و زحمت را می طلبد آثار هنرمندان به این ترتیب است که دارای مرتبه و طبقه شده اند زیرا مقام هنر خودش قانون را ایجاد می کند.”

3- در بحث اهمیت شیوه میرعماد در حال حاضر حضرتعالی  تصور می کنید چه عواملی بلحاظ فرهنگی اجتماعی در دوره صفوی بوجود آمد تا میرعماد که از شیوه میرعلی و بابا شاه مشق می کرد مصمم شد تا تغییراتی در اسلوب خط ایجاد کند و به ان شخصیتی جدید  بدهد ؟

امیرخانی: “وقتی تعلیق امد بعد از ان دوران 6 خطی که توسط ابن مقله فارسی که ان هم میراثی از دوران ساسانی و مانی است و به غلط گفته میشود خط اسلامی و عربی که از اسناد تورفان قابل بحث است و اینکه این خط از ان زمان بوده و از ان جا که ذوق و سبک ایرانی توانسته حضور پر رنگ تر وقوی تر بیابد از همان دوران تعلیق است که موجب شد خط نستعلیق از دل تعلیق و نسخ در بیاید که بااندیشه و ذوق ایرانی ها جورتر میشود که زاویه ندارد و نقطه اوج زیبای ان قابل توضیح  است که ضعف و قوت این قلم به قدری است که در این خط با رقص مناسب قلم و پیچش هایی که دارد و با رعایت تناسب بوجود امد که ان بخشی یکی از وجوه ممتاز و تعیین کننده است که بخصوص زاویه و خشونت  ندارد بحثی که متناسب با ذوق ایرانی است  نماد فرهنگ ایرانی و خط پارسی است و نشانگر نوع نگاه ما ایرانی ها نسبت به اطراف می باشد و به نحوی که در معماری ایرانی هم زاویه نداریم و تمام قوس ها و گنبدها نقطه اعلای ان است همه چیز در اعتدال قرار می گیرد حتی در ادبیات هم موید این نکته است مثلا در دوره ساسانی شاعرانی بودند که در دوره رودکی تا حافظ ذوق و اندیشه در کلام مشاهده میشود و یکی از امتیازات برجسته ان نرمی و موسیقی کلام ما است که در آن جاری است و این مطلب را در خط – موسیقی – کلام می توان اثبات نمود بگفته دکتر کزازی : فرهنگ ما بر سه پایه استوار است کلام – خط – آوا  به هر حال به این علت که میرعماد توانسته خط را به بلوغ برساند ماندگاری و تاثیر گذاری و نهایتا شاگرد پروری او است که تا 4 سده بعد از او ادامه دارد حال چه عوامل باعث شد؟ اگر بخواهیم حق مطلب را به درستی بیان کنیم باید از نظر متخصصین تاریخ و مسایل دیگری که در معنا بخشی به تاریخ هستند عوامل محتلف را که در آن زمان بوده را مشخص کنیم و این که چه ادم های و استادانی در ان زمان بودند و چه انگیزه و بنیه فکری و فرهنگی داشته است تا پایه گذار حرکت و دوام داشتن این شخص در مسیر دشوار بوده باشد پس شاید بتوان گفتن اصل مطلبی که یک هنرمند می تواند به مدارج عالی برسد ان ذوق و عشق نا مشخصی است که در قلب اوست که کمک می کند تا حرکت کند و تمام سختی ها رامتحمل شود زیرا ان کشش قوی تر است و اگر نباشد وارد این وادی نمی شود .”

4-  به نظر میرسد علاقمندی به شیوه میرعماد تا دوره قاجار ادامه داشت یکی از مهمترین تاثیرات  ان این بود که بلحاظ فرهنگی خلاقیت هایی که بوجود امد راهگشا برای هنرمندان بعد از خود او بود که باعث شد تا بلحاظ فرهنگی تاریخی باعث ارتقای این شیوه  شود ؟

امیرخانی: “البته ایشان شایسته ترین شاگردی بود که قدر میراث فرهنگی ماقبل خود را به درستی تشخصیص داد و آن امانت را نگهداری و منتقل کرد و راه را هموار تر کرد تا به دوره های بعدی منتقل شود .”

5-  آیا نمونه مشابه برای شیوه میرعماد هم وجود دارد ؟

امیرخانی: “در طول سلسله قاجار استادان طراز اول شاگردان غیر حضوری میرعماد بودند و همان شیوه میر را ادامه دادند و درواقع پیروان بر حق اویند و البته خط این شاگردان هم بدون امضا هم قابل تشخیص است زیرا شان شخصیت انها در خط خودشان متجلی است و هر دستی و هر تراش قلمی اثر خود را دارد و برخی ظریف تر و یا برخی قوی تر است و صاحب شیوه و سبک خاص خود بودند و در سبک شناسی هم از شیوه میرعماد قابل شناسایی می باشند.”

6-  آیا عوامل تهدید کننده ایی در رابطه با رواج خط میرعماد وجود دارد ؟

امیرخانی: “هر چیزی که قدرت و شاستگی و دوام داشته باشد می ماند ولی اگر دورانش به اتما م برسد بازهم جایگاه ان ست که مهم میباشد مانند ستونی که زیر خیمه فرهنگ و تمدنی باشد و نقش نگهدارنده داشته باشد و بنا نیست که تماما مانند شیوه میرعماد انجام دهند حتی در معماری و موسیقی و نقاشی هم این موضوع صدق می کند  این تغییرات برپایه شیوه گذشته خود انجام میشود و بر اساس ان مکاتب مختلف بوجود امده است اما در خوشنویسی این تفاوت قدری ظریف تر است که خارج از چشم کارشناس  دیده نمی شود.”

7- آیا اقداماتی در جهت رشد و توسعه و حفاظت از شیوه میرعماد وجود دارد ؟

امیرخانی: “این نگهداری و حفاظت در خود اثر تعبیه شده است ان قاطعیت  قابلیت و نیاز به مکان برای توسعه و ترویج ان جایگاهی ندارد و این اثر میرعماد چنان نفوذی دارد که در هر دوره ایی حفاظت می شود در بحث انتخاب شدن چیز ی که ارزش داشته باشد و خاصیت و دوام ان به خاطر ارزش فوق العاده باشد همیشه نگهداری می شود و مراقبت از اثر توسط خود اثر انجام می گیرد به شکلی که همواره در نمایشگاههای معاصر فقط سه شیوه بکار رفته و اهمیت دارد ( سبک غلامرضا – سبک کلهر – سبک میرعماد ) .”

8- درواقع شیوه میرعماد به دلیل ارزشهای فرهنگی از گذشته حفظ شده است حال سئوالی پیش امد که خیلی از آثار ما مورد تعرض قرار گرفته اند و این موضوع ممکن است در مورد میرعماد هم اتفاق بیفتد در بحث شیوه میرعماد می بایست حفاظت شود حال حضرتعالی چه پیشنهادی در این خصوص  اعلام می فرمایید ؟

امیرخانی: “از این نظر قوانین روشنی در جهان وجود دارد و بنگاهها و نهادهای مسئول با توجه به آثار و اینکه یک موضوع کاملا مشخص است باید نسبت به ان اقدام کنند و در غفلت نباید باشدتا در سکوت دیگران گوشه ایی از ان نورانیت  برکت رادر جای دیگر خدشه دار کنند مثلا در استانبول کتیبه های قرار دارد که نمونه ان در ایران نیست در دوران عثمانی ان روزگار از شاگردان میرعماد در انجا حضور داشتند و آنها هم اکنون هم نسبت به میرعماد تعصب دارند میرعماد شخصیت جهانی دارد و البته به زبان فارسی می نوشت وآیا ما ایرانی ها نباید شناسنامه داشته باشیم در سرنوشت ما ادمیان باید  بگوییم ایران کشوری است که این دستاورد فرهنگی و تمدنی در خط نستعلیق راداشته و ما وظیفه ایی جز حفظ و حراست از آن نداریم زیرا استاد میرعماد یک شخصیت فراملی است و برای نگهداری و حفظ آن باید کوشا باشیم.”