مصاحبه با جناب استاد دکتر جواد بختیاری استاد انجمن خوشنوسان ایران (خرداد سال 1396 – موزه خط و کتابت میرعماد)

>

مصاحبه با جناب استاد دکتر جواد بختیاری استاد انجمن خوشنوسان ایران

موضوع اهمیت شیوه میرعماد الحسنی

1- جناب دکتر اولین سئوال  را با موضوع شاخص بودن شیوه میرعماد و درک نقطه تمایز این شیوه در نگارش خط نستعلیق بیان می کنم اصولا بفرمایید چه وجه تمایزی بنا به لحاظ ساختاری ممکن است بین شیوه میرعماد نسبت به شیوه های نگارش نستعلیق گذشته وجود داشته باشد و یا اصولا نقطه اصلی شاخصه ان در چیست ؟

میرعماد ان جامعیتی که از یک فرهنگ تصویری هنرمند نیاز است به تمامی در خود دارد در واقع ان مولفه ها و خلاقیت ها و تاکتیک ها و شعور زیبایی شناسی بر اساس داشته های ملی ان منطقه و نگاه مهربان و بخشنده اوست که در اموزش میرعماد جمع شده است و اگر بخواهیم میرعماد را توصیف کنیم شان اصلی او در هندسه کلمات او نیست بلکه در قدرت کهکشانی خلاقیت او در حیطه تنظیم اجزای خط اوست و این حلقه مفقوده ایی است که از این منظر به میرعماد کمتر پرداخته شده است  ودر واقع به غیر از هندسه طلایی حاکم بر حروف و کلمات اوست و اگر راجع به میرعماد صحبت کنیم باید ان شان والای  شخصیت او مورد توجه قرارگیرد زیرا در مقایسه با رامبراند می توان گفت شاخصه این نقاش اروپایی در چیدمان اجزای نور بود و اورابا هنر پرتو نور می شناسیم و یا روبنس انرژی را در تمام عناصر تصویری خود رها میکرد و در این مقایسه میرعماد هم شانیت دارد و مانند اهنگسازی که ملودی ها را در کنار هم می نشاند تا خوشایند باشد میرعماد هم با خلاقیت های خود در اوج قرار گرفته است و این برجستگی کار او را باید  در چلیپاها و سطور میرعماد مشاهده کنیم آثار میرعماد مربوط به زمان خود او بسیار دیده شده است  اما دیدیم که همیشه بهتر از دیروز اجرا شده است و همیشه مشق می کرده و این قاعده همیشه رعایت شده است رشد میرعماد در 30 یا 40 سال پایان عمرش به نظر میرسد  در حقیقت شان والای میرعماد در قدرت خلاقیت چیدمان اوست و وجه تمایز استاد با همه خوشنویسان دوره خود و ماقبل خود میباشد البته تمایز و تشخیص این خلاقیت با قبل و بعد از میرعماد قدری دشوار است زیرا میر علی و سلطان علی مشهدی هم بودند اما میرعماد با نگاهی به آثار میرعلی نابغه خط و چیدمان حروف نستعلیق را به حد  اعلا و قله می رساند این انتقال تا بعد از میرعماد ادامه داشت تا اینکه پس از میرعماد دیگر تشخص و قدرت قلم میرعماد دیده نشد و این استقلال خط و شانیت خط در چلیپا نویسی سهم عمده اش مربوط به میرعماد است .

2- پس در حقیقت ارزش شاخص شیوه میرعماد در بحث چیدمان خاص حروف است و ناشی از ترکیب بندی هندسی  و قانونمندی است که میرعماد با حضور ذهن و هوش سرشار خود به ان دست یافت ؟

البته … سلیقه ذوقی ملی ما همیشه تغییر کرده است و خط از لحاظ زیبایی شناسی و هندسه همواره در حال تغییر میباشد و تا کنون بهتر شده است و اگر ما قائم نباشیم به رشد ذوقی جامعه خود باید قبول کنیم که سلایق همواره سیر صعودی دارند و انتخابهای های خوبی در هندسه کلمات به کار می رود اما در ان دوران همه چیز متفاوت بود حتی پس از میرعماد تا دوره قاجار افت دیده شد بنابر این آن شان برای میرعماد همچنان  باقی ماند و در بحث چلیپا نویسی فقط در آثار میرعماد دیده شد و البته این توضیحات باید در شکل و تصویر بیان شود تا بهتر تفهیم گردد .

3- پس با این اوصاف ویژگی های فنی و زیبایی شناسی در کار چیدمان  و بحث کشیده های تخت میرعماد هست و ان مباحثی که مطرح شد همگی خصوصیات ویژه ایی برای شیوه میرعماد است … این موضوع را چگونه توصیف می فرمایید ؟

سطر نویسی چلیپاهای میرعماد یک طناب نامرئی مانند تسبیحی است البته مثال مشخص می زنم کشیده ها تا یک سوم سطح هستند و میرعماد در طول زندگی پر بار خود همه چیز را رعایت کرد و کشیده هار ا اگاهانه تنظیم می کرد و تمام انرژی را که در سطح اجرا کرده است در کار خود دارد و بعدا دیده شد چلیپاهای که پس از او نوشته شد ان خصیصه و انسجام و ترکیب و نرمش کلمات را که باید به اوج رساند مانند میرعماد ندارند و 99 درصد چلیپاها یی که در 100 سال اخیر نوشته شده است یک قوه خلاقه می خواهد که فقط  میرعماد به ان رسیده بود ( ذات تنظیم کلمات در سطح کار شیوه میرعماد قرار دارد ) .

4- در دوران بعد به دلیل اهمیت شیوه میرعماد پیروانی بوجود امد مانند دوره قاجار که از نمونه اثار میرعماد مشق کردند و حتی جعل شده است حال این شیوه چه تاثیری بلحاظ اجتماعی تاریخی و فرهنگی داشته است ؟ ایا این مسئله سبب نشد تا خلاقیت بارز و پنهان میرعماد هنرمندان را در مسیری قرار دهد تا شجاعانه  دست به ابتکاراتی بزنند ؟

میرعماد به نظر من مجرم ترین هنرمند در کار خوشنویسی است زیرا کار را خیلی سخت نمود زیرا هر جا چلیپای نوشته شد کار را با معیار او سنجیدند در واقع کار میرعماد عیار شد در قلم ریز هم بسیار جعل کردند مثل میر زا غلامرضا  که گپی کار می کرد و البته در قلم نازک تمایل زیادی به کار میر عماد دارد اما در قلم های درشت متفاوت عمل کرده است نسخ زدایی در کار شیوه میرعماد دیده می شود و یکی از شئون کار میرعماد نسخ زدایی از خط نستعلیق بود که با هوشمندی انجام شد نسخ یادگار خطوط ماقبل خود بود و تا اواخر  قرن 8 ه.ق هنوز رگه هایی از نسخ در نستعلیق زیاد بکار میرفت و میرعماد به شدت  به ان اهمیت داد تا ان خصیصه های فرمیک نسخ را از نستعلیق مجزا و بزداید یعنی در کنار چیدمان  نسخ زدایی را از نستعلیق جدا کرد و به ان نوعی هویت و تشخص بخشید  یک هنرمند چه در شعر مانند سبک عراقی و خراسانی اگر ببینیم لحن مشترک دارد که در کلمات قابل شناسایی هستند در خط هم همینگونه است در چلیپاهای میرعماد می توان فهمید که یک لحن مشترک بین کلمات جاری شده است در خط نستعلیق میرعماد می توان کاملا زیبایی شناسی خط را در ان درک کرد اما در بعد از دوره میرعماد خط نسخ دوباره رد پایی در نستعلیق یافت خصوصا در قلم های درشت میرزا غلامرضا دیده میشود بیشتر کاتبان قاجاری گرته برداری از آثار میرعماد می کردند در بحث میرعماد باید گفت تا قبل از پیروانش گرته برداری انجام میشد که البته در حد او نیستند بلکه کاریکاتوری از میرعماد می باشند .

5- پس با این تفاسیر بیشتر کاتبان گذشته فقط تقلید گران شیوه میرعماد هستند ایا نمونه مشابه ایی از شیوه استاد میرعماد در حال حاضر دیده میشود ؟

میرعماد مانند منشور چند وجهی است و یک وجه ان چیدمان و دیگری هندسه کلمات اوست و وجه دیگر ان بافت خط اوست بافت یکی از اصلی ترین ویژگی خط نستعلیق است در حقیقت بافت خط میرعماد ان  عطر ورایحه اصلی که از خط میرعماد ساطع میشود را دارد و آن را اینگونه یگانه کرده است برخی از خوشنویسان هندسه کلمات را تقلید می کنند بتصور اینکه به مقام او برسد اما کسانی به شیوه او می رسند که دانش قلم – هندسه قلم و چیدمان و مرکب برداری میرعماد را رعایت کنند .

6- یعنی نمونه مشابه ایی در شیوه نستعلیق نویسی میرعماد بدست نیامده است و این موضوع که او در قله رفیع هنر خوشنویسی ایران قرار دارد به عینه مشاهده می شود و صحیح است حال آیا عوامل تهدید کننده ایی در برابر رواج این شیوه وجود دارد ؟

باید میرعماد را به همگان شناساند که تا کنون هم معدود فعالیتهایی در این باره انجام شده است و البته شخصا کارهایی در این خصوص انجام داده ام اما این موضوع یک عزم ملی می خواهد در حوزه معرفی میرعماد به جهانیان و این  به رفتار کلان جامعه ما بستگی دارد .

7- پس اقدامات حفاظتی برای شیوه میرعماد صورت نگرفته است یا نهاد و موسسه یا ان جی او وجود داشته باشد ؟

انجمن خوشنویسان ایران خود یک ان جی او است که باید کارهایی در این خصوص انجام میداد که در گذشته با چاپ کتاب و انتشارات فرهنگی  قدم هایی برداشته است مثل چاپ کتاب مرقع رنگین که مجموعه آثار میرعماد در ان زمان منتشر شد و در زمان خودش موثر اما سطحی بود .

8- جناب دکتر بختیاری چه پیشنهادی برای حفظ توسعه و نگهداری از این فخر فرهنگی پیشنهاد می کنید ؟

باید تشکیلاتی به صورت متمرکز شکل بگیرد مثل بنیاد میرعماد تا بتواند از آن حفاظت و پشتیبانی کند بنیاد میرعماد با هدف معرفی میرعماد باید فعالیت کند و افراد صاحب نظر و کار بلد در آن فعال باشند مثل دعوت از موزیسین های صاحب فکر دعوت شود تا به عنوان مثال با حس خود از میرعماد استفاده کنند از منظر بافت شناسی  انرژی شناسی و تبار شناسی نشانه شناسی و رفتارشناسی و دهها منظر می توان به میرعماد نگریست و تمام مقالات و پژوهشهای انان را بصورت کنفرانس های بین المللی و سمینارها و همایش های پیوسته  منتشر کرد تا شان میرعماد د ران حفظ و نگهداری شود .

9- یکی از سئوالات مهم این است آیا ارزش های نمادین که در آیتم های تصویر هنرهای صناعی وجود دارد در کار های میرعماد هم دیده میشود ؟

البته که هست یکی از گستره های میرعماد دراین موضوع جمع میشود در خط نستعلیق ذات ان در شاخ بز گرفته شده است و سهم اصلی این خط در فرم قرار گرفته در سیر تکوینی خط نستعلیق و در ثمره های این خط خیلی موارد نمادین هستند در نستعلیق و سیر تکوینی ان از ابتدا فرم های طبیعی قرار د ارد و ذات این خط را در مقاله ایی که درباره اش صحبت کرده ام گفته شد حروف (ع) و (غ) فرم هایی در طبیعت هستند که با مرور زمان قائم به ذات خود شده اند .

10- شاید یکی از مهمترن ابعاد نمادین خط نستعلیق همان بحث باشد که بگوییم این خط نماد هنر خوشنویسی ایران با هویت کاملا ایرانی است زیرا بنا به روایاتی خط نستعلیق در دوره جلایری ابداع شد و مصادف با زمانی میشود که هولاگو خان فرمان می دهد تمام مکاتبات عربی را به زبان فارسی بنویسند و این زمینه سازی است برای رشد هنر ایرانی تا عناصر ایرانی رشد کند و میر علی  تبریزی در ان زمان خط نستعلیق را ابداع می کند آیا این بحث نمی تواند دلیلی برای اثبات هویت پارسی این خط باشد ؟

خط نستعلیق توسط میر علی تبریزی وضع شد و خطوطی در دست است که 80 سال پیش از میرعلی نوشته شده است و اهمیت میر علی تبریزی بیشتر به این علت بود که این خط را سامان داد آنچه باید درباره خط نستعلیق بیان کرد این است که خط نستعلیق جلوه ناب هنر آبستره است و نوعی برداشت ذهنی از واقعیات ذهن است و این خط یک اختراع محض است که توسط هنرمندان ایرانی برداشت شده است و هر چقدر گستره جغرافیایی ان را بیشتر باز کنیم می بینیم که ایرانی ها در ان دخالت بیشتری دارند و نستعلیق را بازنمایی روح ایرانی می دانند و نمادی از بلند پروازی و جنبش های وجودی روح ایرانی محسوب میشود تمام ارزوهای زیبایی شناسی خط پارسی در خود جمع دارد که البته با قاطعیت می توان گفت خط میرعماد حاصل ذوق و فرهنگ ایرانی است .

11- سئوال اخر اینکه چراباید شیوه میرعماد در نگارش نستعلیق ثبت ملی شود ؟

سئوال شما را با سئوال پاسخ می دهم چرا تخت جمشید ثبت ملی شده است چون با مرتبط با داشته های فرهنگی ماست باید این را دانست که تنها ذهن ساخته بشر در طول اعصار که ساختار هندسی و نسبت طلایی ان ثابت شده است خط نستعلیق است و فقط مختص ایران میباشد به عنوان شرح بیشتر گفتار خود یاد اوری می کنم در ابعاد 3 متری یکی از حروف میرعماد را اندازه گیری کردیم که تماما در ذره ذره ان یک اندازه واحد مشاهده شد که تمام برگرفته از نبوغ و ذوق ایرانی است که به ان تانژانت دو می گویند میرعماد میراث دار قبل از خود است و بنا بر این او به روح ریاضی دست یافته است و خط نستعلیق نمایندگی او و تمثیلی از تمام آرزوهای فرهنگی ایران در قاب تصویر میباشد .

خردادسال 96