مصاحبه با استاد امیر احمد فلسفی در سعدآباد (خرداد سال 1396 – موزه خط و کتابت میرعماد)

>

موضوع اهمیت شیوه میرعماد الحسنی

1-جناب استاد اولین سئوال اینچنین مطرح است که میرعماد نماد هنر خوشنویسی ایران محسوب میشود حال چه مواردی باعث تمایز شیوه میرعماد نسبت به شیوه های دیگر میشود ؟

در جواب سئوال باید به دو مورد مهم اشاره کرد که از دووجه وجودی میرعماد و شیوه میر را می توان درباره ان بحث  نمود ابتدا به لحاظ تاریخی میرعماد در موقعیتی قرار داشت که 200 سال از پیدایش نستعلیق گذشته بود و استادان بسیاری در حد اعلا ظهور کرده بودند و این خط بجایی رسیده بود که نیاز به کسی داشت تا آن را کامل کند در واقع همان اتفاقی که در شعر فارسی بعد از رودکی  و فردوسی و سنایی و  مولوی و سعدی رخ داد و شعر فارسی به نهایت رسیده بود حال کسانی امده بودند که مانند حافظ همه چیز را در خود جمع داشتند مانند حافظ که   چیزی را به شعر افزود  که خاص خود حافظ بود و در عین حال بسیار شاخص و دلنشین بود و شاید  از دیگر موارد درباره میرعماد وجود داشته است  و اینکه میرعماد ان قله هایی را فتح کرد تا جایی که بعد ازاو کسی نتوانست به ان مقام دست یابد حتی موضوع قتل میرعماد هم باعث شد تا به او بیشترین توجه شود و مهمتر از همه اینکه بعد از شاه عباس شکوه ایران کمتر و توجه به هنر هم تقلیل یافته بود و به این شکل تا پس از 400 سال میر عماد در بالاترین مرتبه قرار گرفت  در واقع باید گفت همان خاصیتی که غزل حافظ دارد و فقط او توانست با ان حال و حس غزل بسراید میرعماد هم شبیه او عمل نمود درموقعیت میرعماد هم از لحاظ فنی همینطور است زیرا او تمام ظرایف و تناسبات را در چلیپاهای خود به یاد گار گذاشت و آن چیزی که در تناسبات و در شیوه های بعدی او بوجود امده بود توسط میر عماد کاملتر و متعادل تر و متناسب تر شد و به این شکل پیروان بیشتری یافت و تا دوره قاجار هم شیوه های دیگری بر اساس ان بوجود امد .

2- در بحث شیوه های خوشنویسی موضوعی وجود دارد و ان مباحث زیبا یی شناسی خط است آیا فقط  نقطه تمایز شیوه میرعماد در زیبایی شناسی  ان است ؟

البته … همانطور که گفتیم در کمال خط و تناسب خط زیبایی مطلق  است که نستعلیق را از دیگر خطوط اسلامی تمایز داد که به ان عروس خطوط اسلامی لقب دادند درواقع خط نستعلیق جواب غزل فارسی است حافظ در سال 700 امد و نستعلیق هم در ان سالها متولد شد و زبان فارسی با رقاع و ثلث و محقق موانست نداشت و ان خطوط فقط برای کلام عربی یه کار می رفت و خط نستعلیق برای غزل فارسی و به عنوان نماد هنر خوشنویسی پارسی بکار رفت و مورد توجه همگان قرار گرفت و تا هندو عثمانی که عاشق اشعار فارسی بودند هم  استقبال  شد تا جایی که در حال حاضر نفوذ شعر فارسی در ترکیه و هندوستان هنوز حمایت می شود یعنی یکی از شاخصه های اصلی شیوه میرعماد که ان را به عنوان نماد قرار داده است و حق داریم که این شیوه را به عنوان یک سبک ریشه دار و عمیق برای هنر خوشنویسی ایران ثبت ملی کنیم در ریشه پارسی داشتن این خط میباشد  البته اشعار فارسی به دست برخی از خوشنویسان عرب هم نوشته شده است زیرا ادبیات فارسی و نستعلیق با هم هماهنگ بوده و هم اینکه بسیار زیبا و متناسب است و کسانی که غیر پارسی حرف می زنند هم به این کار تمایل دارند مثل ترکیه که سرشار از کتیبه های نستعلیق به زبان ترکی هستند زیرا عقیده داشتند  شعر با خط نستعلیق موانست بیشتری دارد و حتی در هند تااین اواخر بیشتر خطوط انها نستعلیق بود و در هند هنوز کسانی که پیرو میر عماد هستند هنوز به این شیوه کار می کنند و در گذشته شاهان هند بیشتر خوشنویسان و کتاب ارایان را به خود جذب می کردند این موارد تماما بیانگر اوج زیبایی این خط است که در ایران ریشه دارد و واضع ان میر علی تبریزی است و البته مرتب در حال حرکت بودند و کاتبان ان  در حال ترویج با گذشت 150 سال فترت در کشورهای دیگر هم به نستعلیق ایرانی علاقمند شدند و از آثار هنرمندان مانند میر علی – میر عماد در خارج از ایران عرضه شد این ها نشانگر اوج زیبایی این خط است که دارای شخصیتی است که به عنوان عروس خطوط اسلامی می گویند .

3-  جناب استاد  در بیشتر تذکره ها بیان شده شیوه میرعماد در طی 4 قرن فراگیر بوده و در هندو و عثمانی هم به عنوان خراج  از آن استفاده می شده و ارزش والایی داشته است در حال حاضر ایران را با خط نستعلیق می شناسند اما آیا شیوه های مشابه ایی  نسبت به شیوه میرعماد  وجود دارد ؟

بعد از کلهر به دو دلیل شیوه او همه گیر شد  و اینکه خوشنویسی  دوره کلهر با ورود چاپ تغییر کرد و کسی سفارش آثار هنری نمی داد و شرایط جامعه در دوره قاجار بکلی تغییر نمود بنابر این هم به این دلیل که کسی سفارش خوشنویسی نمی داد و نیازی هم به نسخه برداری آثار خطی نبود و کاغذ سازی سنتی هم به قهقرا رفته بود اتفاقات  اجتماعی باعث تغییر شرایط شد و سبب گردید تا ادامه حیات خوشنویسی به نوعی تعطیل شود و چاپ تقویت گردد و در این زمان کلهر مطرح می شود و سپس عماد الکتاب رسم المشق را چاپ کرد و انچه از جلوی چشم افراد می گذشت  نسخه های چاپی بودند که الگوی عموم قرار گرفتند و این باعث شد تا نسل بعدی هم خطوط دیگری نمی دیدند قضیه به این شکل تا 30 و 40 سال ادامه یافت تا اینکه نمونه های میرعماد – میرزا غلامرضا در دسترس قرار گرفت و دو سبک صفوی – قاجار مجددا رونق یافت و الان می توان گفت که شیوه  کلهر جا نگرفته بلکه شیوه میرعماد جای خود را مجدد باز کرده است .

4- در ایران با تحول سبک خوشنویسی روبرو شدیم و در هندو و ترکیه تا زمان حال هنوز هم شیوه میرعماد مورد اقبال قرار دارد  شما این مسئله را چگونه می بینید ؟

این واقعیت دارد اما حقیقتی در ان نهفته است ما در دوره تحول خوشنویسی  که از قاجار  اتفاق افتاد و در اواخر آن به ثمر رسید دو سبک بوجود امد یکی سبک میرزا غلامرضا و دیگری سبک کلهر  اما انچه که باعث این بحث میشود این است که هر دو این دو بزرگوار ابتدا الگویشان میر عماد بود و بعد به سبک مستقل رسیدند و باز هم از لحاظ عیار هم به میر عماد نرسیدند و باز هم فروتر هستند در خارج از مرزهای ایران هم به معیارها هنوز توجه دارند و میرعماد مورد قبول انها ست چون سنجش اصلی آنها ان شیوه ایی است که در بالاترین سطح قرار دارد .

5- به نظر حضرتعالی اهمیت شیوه میرعماد چه تاثیری بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی  جامعه ایرانی می گذارد ؟

عرض کردم شیوه میرعماد هویت ماست مانند باغ ایرانی معماری شعر فارسی و اگر بخواهیم در فرهنگ و هنر خود تفاخر داشته باشیم یکی از انها میرعماد است زیرا در بالاترین حد هنری قرار دارد و میرعماد یکی از قله های بلند جهانی است زیرا شیوه ا و در بالاترین اندازه خطوط قرار گرفته است در هنر اسلامی گذشته افراد زیادی کار کردند از شرق هند تا اسپانیا در طول سده ها و در بین تمام این ملتها خاور میانه و مصر و عراق و ایران و سوریه است که تمام این ملتها در شکل دادن هنر اسلامی در تلاش بودند و در این بین هنر خوشنویسی و معماری از همه مهتر بود و در خوشنویسی شاخص ترین ان نستعلیق است و میرعماد در این خط معیار است و این شخص سمبل و نمادی است  که نوعی شاخصه فرهنگی را می سازد میرعماد به عنوان یک قله یا برند است مثل اینکه داوینچی را الگو هنر نقاشی اروپا قرار دهیم و در کنار آن میرعماد چنین جایگاهی  در هنر خوشنویسی ایران دارد و جایگاه فرهنگی و ارزش های خاص او ست که او را در راس قرار می دهد  درواقع اگر بخواهیم سبکهای خوشنویسی را توضیح دهیم باید بگوییم 3 مکتب داریم که مکتب میرعماد از همه والاتر و وسیع تر می باشد بعد از آن میرزا غلامرضا – میرا کاظم – میر حسین ترک قرار می گیرد که به آن سبک قاجا ر هم گفته اند که البته اسم رسایی است و دیگری هم مکتب کلهر می باشد که تاکنون در جریان بوده و به نوعی وسعت آن از همه مکاتب بیشتر شده است و اکثر خوشنویسان معاصر تنوع جلوه های کار خود را بر اسا س مکتب کلهر  ایجاد کردند اما مکتب کلهر خود ادامه دهنده مکتب میرعماد است و ما همگی ادامه دهنده مکتب میر عماد هستیم و تمام خوشنویسانی که خود را خوب فهمیدند خود را از مشق شیوه میرعماد خالی نمی دانند و خود را اموزنده زیبایی های خط میرعماد دانسته اند نگاه همه خوشنویسان  به حضرت میرعماد بوده و میل انها بود که هم عیار او کار کنند اما اگر از نظر کفه ترازو انها را بسنجیم باید گفته شود کفه میرعماد سنگین تر است .

6- آیا عوامل تهدید کننده ایی در مقابل شیوه میرعماد وجود دارد ؟

از این زاویه پاسخ می دهم که هر زمان در هر جامعه که به هنر بی توجهی شد هنر به قهقرا رفت و به محاق کشیده شد هنری که پوشیده شود و دیده نشود افتخار آفرینی نمی کند و دیگر هنر نیست پس باید هنر ها دیده شوند و حس شوند پس باید دید که در دوره کنونی چقدر به هنر خوشنویسی بها داده  می شود در حال حاضر خوشنویسی کلاسیک ما در خارج از ایران پیگیر می شود و مسئولین برای ان سرمایه گذاری نمی کنند و در بیشتر کشورهای غربی و عربی از ان استقبال می کنند و باید دید شرایط چگونه است و توجه  به هنر خوشنویسی در حراجی های خارجی نمونه خوبی از حمایت انهاست و علت ان چیزی که باعث صعود میرعماد به بالاترین نقطه است  این بود که پس از دوره صفوی هنر تضعیف شد و دوباره در عصر قاجار بود که شیوه میرعماد دوباره صعود یافت و علت آن قدرت و شوکت و حمایت ناصر الدین شاه بود ما باید بلحاظ تاریخی ببینیم که نستعلیق چرا به این موقعیت رسید در واقع 20 سال شرایط مساعدی برای ان مهیا بود تا پیشرفت کند در دوره تیموری نستعلیق به اوج رسید و دوره صفوی باز هم وام دار دوره تیموری بود حتی در جاهایی هم نتوانست به ان برسد اما توانست به ان هویت ایرانی بخشد تا اینکه در این دوره 30 تا 40 سال پیش مجدد خوشنویسی مورد توجه قرار گرفت .

7- آیا برای رشد و توسعه شیوه میرعماد تا کنون متولیانی حضور داشته اند و یا مکان و مرجعی برای آن شناسایی شده است تا در بحث های حفاظتی ان اندیشید ؟

انجمن خوشنویسان همان قدر که توانست خط را از قدیم به حال منتقل کند کار بزرگی کرد و کسانی که ان انجمن راتشکیل دادند بیشتر شیوه عماد الکتاب و کلهر را رواج دادند چون خودشان شاگردان ان مکتب بودند از تابلوهای خط استفاده کردند و برای ترویج جلوه های خوشنویسی دوره معاصر  بهره بردند  اما در 20 سال اخیر مثل بنده که شاگرد  استا دامیر خانی بودم و دیگر استادان هر کدام شیوه های مختلفی را تقلید کردیم و در حال حاضر زمینه های تغییر دارد فراهم می شود کسانی هستند که شیوه رایج را نمی نویسند و شیوه شخصی دارند و ممکن است در اینده این موضوع رشد بیشتری داشته باشد و از ان چیز ارزشمندی بوجود بیاید که به قلم خود خوشنویسی و یا حتی پیروانشان باشد .

8- حال آیا راهکاری برای حفاظت از شیوه میرعماد پیشنهاد می دهید ؟

در حال حاضر نهضتی بوجود امده است  که نمونه ان هویت سازی است زیرا همه به دنبال هویت سازی برای خود هستند در ایران ما خیلی ضعیف عمل کردیم و دلیل ان عدم برنامه ریزی درست و صحیح است و این بزرگترین خطر است و همه چیز هم به ما بستگی دارد یعنی باید از نظر نظری خود و تاریخ خود را بشناسیم از طرفی فکر کنم ما مسئولیت داریم تا تمدن 10 هزار ساله خود را حفظ کنیم و این نوع اعتقاد باید باعث پیشرفت شود پس شناخت خود و شناخت خود به دیگران از درست کارکردن بر می آید  اصولی و ثابت قدم بدون با برنامه ریزی باعث حرکت می شود و این نوعی عزم ملی را بوجود می آورد زمانی که صدها هزار نفر  به خوشنویسی رو اورده اند و به جایی رسیده اند که حرفه ایی عمل می کند و در حال حاضر 30 یا 40 نفر هستند که بصورت حرفه ایی می نویسند نشانگر این است که برنامه ریزی و هدفمند شروع کرده اند اما این کافی نیست در حالیکه در کشور های همسایه مانند ترکیه و امارات بهترین اتفاقات در عرصه هنر خوشنویسی رخ می دهد زیرا دولت و مردم سرمایه گذاری وسیع دارند و حمایت می کنند و این قضیه نه فقط به خاطر منافع مادی بلکه به علت دفاع از حیثیت ملی و  غرور انهاست .

9- پس یکی از مهمترین ابزارهای حفاظتی از داشته های فرهنگی سرمایه گذاری و برنامه ریزی درست است که باید توسط دولتمردان و سرمایه گذاران انجام گیرد و عزمی ملی می خواهد ؟

البته چون سرمایه داران ودولتمردان باید وظیفه داشته باشند تا در حفظ و ترویج هنر خود پیش قدم باشند .

10- یکی از سئوالات مهم این است که ارزش های نمایان که ممکن است در فرم  محتوای شیوه میرعماد بکاررفته باشد  چه چیزی است آیا اصولا در این شیوه حروف ان ارزش نمادین دارند ؟

ما در این زمینه کاری نکردیم و قدری هم دشواری کار باعث شد تا خوشنویسی نتواند برای هویت  یابی خود  مسیری را طی کند که باید این مهم بررسی شود .

11- استاد سئوال را به شکل دیگری مطرح می کنم مثلا تخت جمشید نماد هنر زرتشتی است و تمام عناصر تصویری ان نمادی از مبانی نظری ان دین است ایا هنر خوشنویسی می تواند نمادی از مذهب تشیع یا هر مورد دیگری از دوره صفوی باشد ؟

فکر نمی کنم زیرا خط نستعلیق مسیری را طی کرد در تاریخ خط امده است خط ابتدا آرامی و نبطی بود که بعدها تغییر نمود و به شکل های جدید ثبات یافت مثلا حدود 300 سال طول کشید تا کوفی به شکل شش گانه در آمد و نستعلیق هم ابتدا  تعلیق بود یعنی از سال 800 تا 100 که میرعماد به اوج می رسد خط نستعلیق هم تغییر بنیادی نکرد و حتی کتابهایی هستند که قبل از 800 نوشته شدند در حالیکه ان زمان میر علی تبریزی نبود و حالا داریم همان اشکال را در ترکیب بندی ها می بینیم و نشانگر این است این خط در گذشته شاکله بندی شده بود  در دوره میرعماد تغییراتی در ان رخ داد ما از خطوط میرعماد نمی توانیم چیزی خارج کنیم که همگان بتوانند ان را به عنوان نماد معرفی کنند  اما می توان خود میرعماد را در هنر خوشنویسی به عنوان نماد  خوشنویسی ایرانی و هویت پارسی بدانیم .

12- سخن آخر اینکه ان چیزی که بسیار مهم است و سخن اخر راتکمیل می کند این است که چه چیزی بصورت قاطع می تواند دلیل بر ثبت ملی  شیوه میرعماد شود ؟

فکرکنم نیاز به اثبات نباشد چون بعد از میرعماد تمام طول تاریخ نستعلیق نویسی و بعد از آن تمام تاریخ هنر خوشنویسی وام دار او هستندو این ذکر شده است و هر چه گذشته تاثیر ان بیشتر هم شده است و هر چقدر از مرگ میر عماد می گذرد گستره اش وسیع تر میشود زیرا به نقطه کمال رسیده است و دیگر کاتبی نتوانسته چیز جدیدی بیاورد و او بصورت خورشیدی در افق می درخشد و همگان تحت تشعشع او هستند و کسی نمی تواند نوری بیتشر از او ساطع کند به این علت است که از هند تا عثمانی میرعماد شاخص ترین می باشد و کسی هم بهتر از او نشده است مثلا میرزا غلامرضا را می پسندیم اما بلحاظ فنی و جلوه های هنری او در سطح پایین تری نسبت به میرعماد قراردارد مثلا سیاه مشق  با میرعماد شروع شد و تنوع کار سیاه مشق از دوره قاجار بود اما استحکام سیاه مشق نویسی با میرعما دشروع شده است قله ایی که بنام میرعماد فتح شد از لحاظ تناسب و ترکیب بندی چلیپا نویسی چیزی نیست که نیاز به اثبات داشته باشد و هنر خوشنویسان تاریخ از ابتدای تاریخ این هنر تا اخر میرعماد را در خط نستعلیق به عنوان برند  کیفیت کار قبول کرده اند او اظهر من الشمس است و قلندر عرصه هنر خوشنویسی است  میرعماد مجموعه ایی است مانند حافظ که تمام اثار او بکمال رسیده اند و در این 20 سال اخر زندگی او همه اثارش به تعالی رسیده و به حق ملقب به پدر خط پارسی است .